اشتباهات گذشته را فراموش كنید .
سه شنبه 8 آبان 1386
اشتباهات گذشته را فراموش كنید .
از این كه روی خطاهای گذشته تاكید كنید خودداری نمائید . آنها دیگر به شما تعلق ندارند . این دقت است كه عادت و خاطره را به وجود می آورد . به محض اینكه سوزن گرامافون را روی صفحه گرامافون می گذارید شروع به نواختن می كند . دقت ، سوزنی است كه حوادث گذشته را زنده و بیدار می كند . شما نباید توجه خود را روی كارهای بد متمركز كنید . چه دلیلی دارد كه غصه كارهای نابخردانه گذشته را بخورید ؟ سعی كنید خاطرات گذشته را به یاد نیاورید و آنها را در ذهن مجدداً تكرار كنید .
تمركز روی چیزهای منفی ، هدف انسان خدا دوست نیست . برخی از افراد همه حوادثی را كه در گذشته برایشان اتفاق افتاده و درد جانگذاز آن را از یك عمل جراحی در بیست سال گذشته گرفته تا چیزهای دیگر به یاد دارند . آنها بطور مكرر در مكرر آگاهی آن بیماری را زنده می كنند . چرا این تجارب را تكرار می كنید ؟ به خاطر آوردن عمدی تجارب دردناك و تلخ ، استفاده نادرست از حافظه و گناهی علیه روح به شمار می آید. با تغذیه خاطرات نازیبا شما آنها را به آینده حمل خواهید كرد . این برای شما زیان آور است .
اگر از كسی رنجش شدیدی دارید و هر روز عمل زشت او را به یاد آورده و بطور ذهنی درصدد تلافی بر می آیید ، غرامت سختی باید بابت آن بپردازید . قربانی خاطره تلخ شدن و یادآوری فكر آن بسیار خطرناك است . سعی كنید اشتباهات گذشته و احساسات كینه توز را فراموش كنید و صرفاً خاطره های شیرین را به خود تلقین كنید .
افراد انگشت شماری آگاهانه سعی می كنند كه استعداد بالقوه ، جسم و ذهن و روح خود را تقویت كنند . بقیه قربانی حوادث گذشته هستند . آنها بطور ملالت انگیزی كار می كنند در حالی كه توسط عادات نادرست به جلو رانده و با درماندگی تحت نفوذ آنها قرار می گیرند ، و فقط این را به یاد می آورند . (( من آدمی عصبی هستم . )) یا (( من ضعیفم )) (( من گناه كارم )) و غیره ...
هر یك از ما مسئولیت داریم با شمشیر خود ریسمان هایی كه ما را به بند كشیده پاره كنیم ، یا اسیر و برده باقی بمانیم .
خداوند به هر كس آزادی داده تا از روی اختیار و اراده عمل كند . هرگز اراده خود را به كسی تحمیل نكنید ولی اگر می خواهید كسی را قانع كنید كه آن چه شما متواضعانه به آن اعتقاد دارید ، برای او ، بهترین است ، او را با عشق تحت تاثیر قرار دهید .
دیدگاه ها : دیدگاه
نویسنده : رضا موسوی
به آرامی آغازبه مردن می کنی
جمعه 27 مهر 1386
به آرامی آغازبه مردن می کنی
, اگر سفر نکنی
, اگر چیزی نخواهی
, اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
. اگر از خودت قدر دانی نکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
, زمانی که خود باوری را در خودت بکشی
. وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی
, اگر برده عادت خود باشی
..... اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روز مرگ را تغییر ندهی
, اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس محبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
, اگر از نور وحرارت
, و از احساسات سر کش
واز چیز هایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند
... و ضربان قلبت را تند تر میکنند دوری کنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
, اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی
آن را عوض نکنی.
اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی
,اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
...که حد اقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروزکاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!!!
کپی این مطلب با ذکر منبع بدون کارما می باشد.
رضا موسوی
دیدگاه ها : دیدگاهنویسنده : رضا موسوی
تبلیغات 